دلنوشته...

خرید بک لینک
#_راهی_که_از_سر_گرفتیم.
#دلنوشته:
وضو گرفتم تا بی وضو ننویسم نامت را،که مقدس است نامی که گره خورده به حرم زینب عاشورایی(س).
ای شهید...
تو که هستی که اینگونه مرا کوچک کردی؟چگونه چشمم را گریان و دلم را لرزان کردی؟که هستی که زندگیم را به عشقت رنگین کردی؟
چقد عاشق بودی که بی وقفه به معشوق پیوستی و چقد معشوق زیبایی بودی که عاشق بی وقفه پذیرایت شد.
و من چقد کوچکم در مقابلت...
وجود فرزندت چ زیباتر کرد شهادتت را،چرا که از دلبندت گذشتی تا به دلبرت برسی.و باز...
من همچنان کوچکم در مقابلت...
چقد دوستت دارم.چقد با شکوهی.چه حسرت برانگیز رفتی...حسرت به دلمان انداختی...
ای شهید... تو زیباترین الگو هستی که من باید به او چشم بدوزم...ای کاش ذره ای به دلباختگانت نگاه کنی.ای کاش دستمان را بگیری...
همیشه زنده ای ای شهید...
خیلی دوست داشتم برایت بنویسم که سبک شود دلم اما همچنان سنگین است از احساس شرم در برابر مقامت... زندگینامه شهید حججی...قسمت دوم...

ما را در سایت زندگینامه شهید حججی...قسمت دوم دنبال می‌کنید

برچسب: دلنوشته, نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 22:56

صفحه بندی